دختران کمال گرا، پسران سر درگم
در کارگاه ان ال پی و دام های ذهنی که هفته گذشته برگزار کردیم، کمی درباره اعتیاد به کامل بودن بحث کردیم. تضادهای درونی که در nlp به آن میپردازیم و تمرینهایی برای رفع آن ارائه میگردد، بسیار موثر هستند. پدیده ای که در نسل امروزی و بخصوص در بین دخترانمان بیشر دیده میشود، کمالگرایی است. در اینجا نمیخواهم به تعریف کمالگرایی و نشانه های آن بصورت کلاسیک بپردازم، بلکه به این موضوع خواهیم پرداخت که چقدر برای موفق بودن بها میدهیم و چرا بعد از موفق بودن حال خوبی نداریم؟
امروزه دیگر کفه فعالیت های اجتماعی و دنیای کسب و کار، کاملا به سمت مردان سنگینی نمیکند و زنان این سرزمین حرفهای زیادی برای گفتن دارند و از گذشته موفق تر هستند. اما موفقیت به چه قیمتی؟
یک زن جوان ممکن است در حالی که از بیرون انسانی موفق و شاد در جامعه به نظر برسد و تعاملات و فعالیت های اجتماعی و تحصیلی زیادی داشته باشد و هر روز قله ای را فتح کند و به الگویی در بین دوستان خود بدل شود، اما از درون زخم خورده باشد. شاید این مسئله بدلیل ترس درونی از تحقیر شدن و مقایسه بیش از حد با همسالان خود و رسیدن به نتایجی همسطح مردان باشد. فرهنگ امروزی جامعه تنوع و چندگانگی را نمی پذیرد و از همه زنان انتظار میرود که از همه نظر کامل باشند. جامعه ای که زن را با استانداردهای خودش میسنجد و آنان را با "متری" از موفقیت، هوش و ذکاوت و حتی جذابیت های ظاهری خودش می سنجد.
زنان باید همانند مردان کار کنند و برای اینکه در بعد ظاهری هم بتوانند بدرخشند، باید رژیم بگیرند، ورزش کنند و لباس های بهتر بپوشند تا با تصویر موجود از شخص ایده آل هماهنگ باشند. برای بعضی از آنان رقابت با مردان بسیار لذت بخش است. شاید در مواقعی هم برنده شوند اما هیچوقت حس لذت آن برد را نمی چشند و به طور آزار دهنده ای حس میکنند که کامل نیست." موفق های بد حالی" که در بازی وارد شده اند که پایانی ندارد. کسانی که قبل از هر کلمه و هدف "ترین" اضافه میکنند (بهترین، زیباترین، بزرگترین...).
در بعد دیگر ماجرا میبینیم که در سالهای اخیر بازار کار و حضور در مجامع علمی همچون دانشگاه ها تحت تاثیر زنان است. البته این اصلا بد نیست و منظور من این نیست که زنان جامعه پیشرفت نکنند. حداقل افرادی که من را میشناسند میدانند که همیشه از حقوق زنان دفاع کرده ام، اما در موقعیت کنونی وقتی دختری زودتر از پسر هم سن خود وارد بازار کار میشود و کم کم به استقلال مالی میرسد و استانداردهای خاصی را برای ازدواج مطرح میکند، چگونه میتوان از پس این مسائل برآمد. شاید بدلیل عدم امنیت ذهنی و ترس از آینده بتوان به آنان حق داد اما باید این بعد ماجرا را هم در نظر گرفت که وقتی مردی، احساس استقلال و توانمند بودن در اینگونه مسائل را نکند و خود را کمتر از طرف مقابل بداند، تمایلی به ازدواج نخواهد داشت و همان جامعه ای که دختران ما را به موفقیت نامحدود سوغ داده، بدین طریق انتقام سختی از آنان میگیرد.
کم نیستند دختران شایسته ای که تمام جوانی و توان خود را برای "موفق" بودن گذاشتند و حالا از هر زمان خسته تر و کم رمق تر هستند. دخترانی که میتوان به آنان گفت: پیداست نگارا که بلند است جنابت. اما متاسفانه در نهایت شایستگی در دهه سوم زندگی خود، خسته تر از همیشه به آنچه کمتر از لیاقت خود راضی میشوند و شاید ازدواج موفقی نداشته باشند. امیدوارم این مسائل تلنگری باشد برای ما که در زندگی، همیشه بهترین بودن لزوما ما را به آرامش نخواهد رساند. تمرین رفع تضادهای درونی در ان ال پی، شاید در این مواقع کمک کننده باشد که یک فرد به کارهایی که میکند تامل بیشتری داشته باشد ب همسائل ریشه ای تر نگاه کند.
خانه nlp ایران برگزار کننده دوره های تغییرات فردی و سازمانی طبق سرفصل های آکادمی nlp در سراسر کشور.