* علامه حاج میرزا حسین نوری طبرسی ، در کتابِ لولو و مرجان ، دو شرط اخلاص و صدق را
برای سخنران ( روضه خوان) ذکر نموده که اگر هردو یا یکی از آن دو ، صحیح و بی عیب نباشد ،
سخنران از فیوضات منبر محروم خواهد شد .
* علی اکبر ضیایی ، در کتابِ آیین سخنوری و نگرشی برتاریخ آن ، وظایف خطیب را به نقل از افلاطون ، این چنین برمی شمارد :
1- روانشناسی : هدف همه ی کوشش های سخنور، نفس آدمی است . زیرا نفس آدمی است که می
خواهد ایمان و اعتقاد به وجود آورد ... و اینکه نفس ، چه اثراتی دارد و چه تاثیراتی می پذیرد و ببیند
چه کسانی از چه نوع سخنانی اثر می پذیرند .
2- شناخت انواع سخن و تاثیر هریک بر شنوندگان ، زیرا هر سخنی دارای تاثیری خاص بر
شنوندگان است . مثلا سخنان حماسی ، باید بگونه ای خاص بیان گردد و سخنان عاطفی ، بگونه ای
دیگر و خواصی دیگر .
3- نیروی حافظه در سخنوری ، اهمیت بسیار دارد ، چه بسا که سخنور ، بدون دعوت قبلی به
سخنرانی دعوت شود . کمال سخنور در این است که از حفظ بگوید . مثال و قصه ی فراوان بداند .
ذهنش مخزن اشعار لطیف باشد و بر سخن مسلط .
4- خطیب متعهد ، وظیفه دارد که سخن از قلب بگوید . زیرا در این صورت ، سخنش بر قلب نشیند .
از نظر شکل و شمایل هم بگونه ای باشد که موجب نفرت مردم نشود .
5- فصاحت و بلاغت در کلام . مفهوم بودن عبارات ، استعمال جملات کوتاه ، ساده و در عین حال
استوار و دلنشین . شمرده تلفظ کردن لغات ، داشتن آهنگ مطلوب]درکلام[ ، کوتاه و بلند کردن سخن
در مواقع لزوم برای موفقیت سخنور، نقش اساسی دارد . متنوع ساختن کلام ، روان و طبیعی بودن
عبارات ، تکرار پاره ای مطالب در صورت ضرورت یا ادای توضیح بیشتر در موقع لزوم ، استفاده
از شواهد ، امثال و حِکَم و سخنان بزرگان ، بطوری که از حد نگذرد ، از عوامل توفیق در امر
سخنرانی است . سخن به مقتضای حال و مقام گفتن ، آنجا که مجلس دانشمندان و سالخوردگان است ،
سخن درسطحی و آنجا که مجلسِ جوانان است ، در سطح دیگر . به اطناب و ایجاز کلام در مواقع
ضروری ، توجه شود که هر کدام در جای خود لازم است .
6- به تعبیر افلاطون ، سخنور باید موقع شناس هم باشد و بداند که سخن را چه موقع باید شروع کند و
کجا باید درنگ نماید و موقعیت مناسب برای به کار بردن سبک موجز یا سبک هیجان انگیز و یا حزن آور و سایر اقسام سخن ، کدام است . ( صص 44-40)
* ارسطو در کتابِ فن خطابه ، ترجمه ی دکتر پرخیده ملکی (صص217 – 212) ، می نویسد : درباره
مطالب سنگین ، به طور عادی و در مورد مطالب پیش پا افتاده ، جدی صحبت نکنید . شکل انشای
منثور باید نه موزون باشد و نه عاری از وزن . چون شکل موزون با ظاهر تصنعی ، اعتماد شنونده را
از بین می برد . زبان نثر باید متصل بوده و بخش هایش جز با کلمات ] حروف [ربط ، با چیز دیگری
به هم متصل نشده باشد .
سعدی علیه الرحمه می فرماید :
زبان در دهان ای خردمند چیست ؟
کلید درِ گنجِ صاحب هنر
چو در بسته باشد ، چه داند کسی
که گوهر فروش است یا پیله ور
+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 22:17 توسط سجاد زمانی
|