ثبت نام دوره مقدماتی N.L.P

خانه ان ال پی برگزار می کند:

دوره مقدماتی آموزش ان.ال.پی به مدت یک هفته مطابق با استانداردهای جهانی.

 

مدرسین :

مهندس سجاد زمانی(مربی و مدرس رسمی آکادمی N.L.P )

 

مهندس کامران اکبری(مربی و مدرس رسمی آکادمی N.L.P )

 

در این دوره خواهید آموخت:

 

- آشنایی با مبانی و مفاهیم و پیش فرض های N.L.P

 

- دستیابی به اهداف با استفاده از تکنیک های N.L.P

 

- رفع موانع ذهنی و آشنایی با نظریه خط زمانی فردی

 

- رفع ترس و فوبیا

 

- ارتباط موثر و علائم چشمی و متا مدل ها و تشخیص ورژن افراد

 

- COACHING

 

برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید با شماره 09392096002تماس حاصل فرمایید.

 

 

 

سخن روز...



ما عادتها را می سازیم و سپس عادتها مارا...


آنکه زیبا می اندیشد زشت نمی بیند

(افکار زیبا عبادت است)

 

NLP و برخورد با مشتری(تقابل)

آنچه انسانها تصمیم دارند انجام دهند بر این پایه استوار است که

آنها ارزیابی و قدرت سبک و سنگین‌کردن موضوع را دارند. قانون تقابل برای تغییردادن سریع

 وضعیت افراد جهت ارزیابی لحظه‌ای درمورد وضعیت بیمه‌عمر پیشنهادی شماست؛ مثل گران‌بودن، پیچیده‌بودن و...

آنچه اغلب ما ارزیابی می‌کنیم این است که آیا این بیمه‌عمر، ارزش خریدن دارد یا

نه، ارزان است یا گران، بهتر است از شرکت دیگری این بیمه را می‌خریدم یا خیر و ...

بنابراین، هنگامی که مشتری را در وضعیتی قرار می‌دهیم که بین دو وضعیت متفاوت،

قراربگیرد، به احتمال قوی، مشتری در این تقابل، گزینه‌ی بهتر را انتخاب خواهد کرد.

(قانون "تقابل" را با قانون "تضاد یا تئوری ناهمگونی" اشتبه نگیرید؛ اگر به اشتباه، مشتری را

به‌جای قراردادن در وضعیت "تقابل" در وضعیت "تضاد" قرار دهید، یعنی دو راه کاملاً متضاد

یکدیگر جلوی پای او بگذارید، او را به‌کلی از خرید بیمه‌عمر خود، منصرف خواهید ساخت!

برای درک بهتر قانون "تقابل" به مثال زیر توجه کنید).

 

برای اینکه قانون تقابل را به‌خوبی درک کنید یک مثال ساده می‌زنیم:

مثلاً برای فردی که در یک خانه 2 میلیاردتومانی! زندگی می‌کند، اختصاص‌دادن 75

میلیون‌تومان برای یک اتومبیل، چندان گران تصور نمی‌شود. در اینجا، قانون تقابل

می‌گوید: مقایسه‌کردن چه چیز؟ خانه 2 میلیاردتومانی و اتومبیل 75 میلیون‌تومانی و

یا خانه 100 میلیون‌تومانی و اتومبیل 75 میلیون‌تومانی؟

 

کلید استفاده از این قانون این است: «هر زمان که دو چیز متفاوت (ولی مربوط) را از همه‌ی جهات، مقایسه می‌کنید، تفاوت‌های بیشتری از آنچه در ابتدا دیده شده، پیدا می‌شود.»

حال به کاربرد مستقیم این قانون در فروش بیمه‌عمر می‌پردازیم؛ اجازه دهید این مورد را به‌همراه یک مثال قبل لمس ارائه کنیم:

فرض کنید در جریان مذاکره فروش، فروشنده می‌داند که مشتری منتظر دریافت ارزش‌های

بیشتری در بیمه‌عمر پیشنهادشده است. چنانچه فروشنده در ابتدا، یک‌سری ارزش‌ها را ارائه داده

باشد و در ادامه روند مذاکرات فروش، برگ‌های برنده‌ی خود را رو کند، برای مشتری، جای

 خوشبختی باقی می‌ماند و تمایل به خریدکردن، در مشتری، افزایش می‌یابد! همین حالت در

هنگامی که به مشتری خود تخفیف می‌دهید نیز صادق است. "کوین هوگان" در کتاب ارزشمند

 خود به‌نام "دانش نفوذ" می‌گوید: «هنگامی که مردم بفهمند که محصولی در ابتدا چه قیمتی داشته

 و حالا می‌توانند آن‌را با قیمت کمتری بخرند، غرق در لذت و خوشحالی می‌شوند!!»

سایت خانه ان ال پی ایران       www.nlp1.ir

یقین کار مربی کار ربیست...

امروز داشتم فکر میکردم از وقتی که با علم ان.ال.پی آشنا شده ام چقدر در زندگی شخصی خودم تاثیرات مثبتی

داشته و دید جدیدی را در زندگی و رسیدن به اهداف و فراموشی خاطرات بد و یادگیری ارتباط موثر و آشنایی

باخصوصیات افراد از طریق مشاهده زبان بدن و ژست آنان و همینطور از بین بردن اغلب تضادهای ذهنی خود از طریق تکنیک های موثر ان.ال.پی بر آن شدم از این طریق از اساتیدی که دلسوزانه حاصل چندین سال تجربه و علم خودرا دراختیار این حقیر قرار داده اند تشکر کنم.

جا دارد از اساتید گرامی کمال تشکر را داشته باشم.

 سایت خانه ان ال پی

 

ما کی هستیم(ان.ال.پی)

ساختار روانی انسان محصول برآیند فعل وانفعالات و کشمکش­های موجود در ناخـودآگاه است

بشر امروزی با گسترش زندگی شهری و افزایش امکانات وپیشرفت روزافزون بدنبال آرامش و آسایشی است که با تکنولوژی و امکانات نمی تواند جای خالی آنها را پر کند. در این حالت بشر بدنبال سئوالات خود می گردد:

- مفهوم شخصیت در ساختار آدمی چیست؟

- چرا شخصیت، اجزاء تشکیل­دهنده ،کارکرد و نمودهاي آن دراشخاص مختلف متفاوت است؟

- اگرتمام انسان­ها را دارای ماهیتی مشترک و یگانه می­دانیم، چه عواملی موجب بروز تفاوت­های ساختاری در موجودی آن­ها می­شود؟

- اگرمفهوم شخصیت را بـه رونـد اساسی و پایدارشده ابـراز وجـود انسان اطلاق کنیم، چگونه می­توان او را تحلیل، ارزیابی و پیش­بینی نمود؟

- چه عواملی در شکل­گیری شخصیت هر فرد تأثیرگذارند؟

- کدام شرایط درونی و بیرونی موجب بروز تفاوت­ها در شخصیت افراد می­شود؟

- روند تکامل و پایداری شخصیت افراد شامل چه عواملی است؟

- چگونه می­توان حقیقت شخصیت پایدارشده یک فرد را در قالب عواملی تثبیت شده و قابل پیش­بینی تحلیل کرد؟

- براساس چه فاکتورهایی می­توان وجود ناهنجاری­های شخصیتی را درفرد تفسیر و توجیه نمود؟

- ریشه­ ها وعلل بی­تعادلی­ها و تألمات روحی که درساختار فرد پایدارشده راکجا باید جستجوکرد؟

- میزان تأثیرپذیری قالب شخصیت فرد از داده­های محیط پیرامون تا چه اندازه است؟

- میزان تأثیر ساختارشخصیتی فرد از انتقال داده­های موروثی و ژنتیکی تا چه اندازه است؟

- چگونه می­توان شکل و کیفیت واکنش­های هرفرد را در برابر وقایع منتظره وغیرمنتظره تحلیل و پیش­بینی نمـود؟

- ارتباط میان کیفیت زندگی و نوع شخصیت هر فرد را بر مبنای چه الگویی باید ارزیابی کرد؟

- آیا کلیدهای تغییر و بازسازی شخصیت را می­توان دراختیار فرد دانست یا باید اورا مجبور به تحمل ساختار موجودش شناخت؟

 و ده­ها سئوال دیگری که همگی دریک نقطه کلیدی به هم می­رسند وآن کلید تغییر است.

     " کلیدهای اصلی و مؤثر تغییر و بازسازی شخصیت هرفرد را کجا می­توان یافت"؟

با ما همراه باشید.در شماره های بعد به این سئوالات پاسخ خواهیم داد...

 

 

سجاد زمانی

آموزش و مشاوره NLP با بهره گیری از جدیدترین متدهای روز زیر نظر آکادمی بین المللی و اعطای مدرک معتبر و مورد تائید آکادمی 

مهندس سجاد زمانی

دارای مدرک بین المللی و مربی رسمی آکادمی NLP آلمان

MASTER TRAINER

COACHER

توانمند سازی فردی و سازمانی

i2738_11.jpg

 

کالبد اختری چيست؟

 

عده ای معتقد هستند که انسان از سه سطح جسم - کالبد اختری و روح تشکيل شده است.
جسم: چيزی است که شما آنرا با چشمانی کاملا معمولی ميتوانيد ببينيد.
روح: موجودی فروهشيار که تمام کنترل های شخصی بدست آن انجام میپذيرد. مانند احساسات. شعور و ...

کالبد اختری:
اين کالبد رابطی است بين روح و جسم. مانند اينکه شما در فصل زمستان ميخواهيد يک لباس پشمی بپوشيد. بدليل خشن بودن لباس بايد يکه زيرپوش بپوشيد تا بدنتان آسيب نبيند. کالبد اختری را ميتوان مانند آن زيرپوش در نظر گرفت.
جنس کالبد اختری از ماده است به نام اکتوپلاسم که در بدن تمامی انسانها وجود دارد. و افرادی که ارواح را ظاهر ميکنند و به آنها جسميت ميبخشند تا بتواند شخص مقابل به راحتی روح را ببيند؛ مقداری از اکتوپلاسم خود را به روح قرض ميدهد تا روح بتواند خود را نمايان سازد. رنگ اکتوپلاسم معمولا به رنگ سفيد مايل به سبز فسفری است. بخاطر همين است که ميگويند بعضی از روح ها با رنگ سفيد ديده شده اند.

افرادی که طی الارض ميکنند نيز از کالبد اختری کمک ميگيرند. زيرا اين کالبد داراری سه نوع حرکت ميباشد.
۱- حرکت آرام که مانند راه رفتن معمولی است.
۲- حرکت متوسط که در آن پاهها ديده نشده و مانند سر خوردن بر روی هوا ميباشد.
۳- حرکت سريع که سرعت آن مقداری از سرعت نور پايين تر است.

اگر شما بتوانيد برون فکنی کنيد و اکتوپلاسم بدن خود را به کالبد اختری انتقال دهيد ميتنوانيد شما هم به هر جا که ميخواهيد سفر کنيد.

البته بايد به ياد داشته باشيد که کابلی از جسم اختری به جسم مادی متصل است که کار آن کنترل علائم حياتی جسم است. هر دفعه شما بخواب ميرويد. کالبد اختری از بدن شما جدا شده و به کهکشان میپوندد تا از نيروهای کيهانی تغذيه کند. و اين کابل کنترل علائم حياتی را به روح ميرساند. اگر اين کابل قطع شود شخص خواهد مرد. من روايتی از افراد قديمی شنيدم که ميگفتند وقتی عزرائيل می آيد تا فرد را با خود ببرد تمام رگ و ريشه های فرد را با خود بيرون ميکشد تا آنها قطع شوند و فرد بميرد. که منظور از اين رگ و ريشه ها همان کابل اختری است.

اين کابل از شبکه خورشيدی (بالای معده) کالبد به جسم وصل است و عده های معتقد به اينکه از انتهای نخاع به نخاع وصل است.

در هر صورت اين کابل به اندازه مو ميرسد ولس پاره نميشود. وليکن اگر شما فاصله ای زياد از جسم خود داشته باشيد و کسی شکی به شما وارد کند ممکن است اين کابل پاره شود. به خاطر همين است که ميگوييند اگر ميخواهی فردی را از خواب بيدار کنيد آرام اسمش را صدا بزنيد و خيلی آرام حرکتش دهيد.

شما هر شب هنگام خواب بطور غير هوشيار عمل برون فکنی را تجربه ميکنيد. پس چرا نتوانيد بطور هوشيار اينکار را انجام دهيد. اين کار خطر جانی ندارد مگر به هشدارها توجه نکنيد.

 

دنیا سرزمین رنج است

دنیا سرزمین رنج است .هیچ کس را از رنج گریزی نیست ولی

چرابعضی ها در اوج رنجها خوشند؟ آیا واقعا"می توان رنج را هم

دوست داشت ؟یا باید همواره از آن گریخت؟آیا آنکه رنج میکشد

بدبخت است ؟وآنکه ازآن میگریزد خوشبخت؟

 

اینها سوالاتی بود که ابتدای جوانی بمبارانم کرده بود.با خود پیمان

بستم تا درگلشن سرسبز پاسخها قدم ننهاده ام از پای ننشینم .

وعده وفا شد.پاسخ همه را یافتم وعاشق رنج شدم.

بدبخت آن نیست که درزندگی رنج دارد بلکه آن است که که فلسفه

ای برای رنج خود ندارد.رنج بیهوده خوردن آهسته مردن است .

 

به آدمهای گوناگون نگاه کردم ..تنبل ،نادان ،کلاه بردار،لاغر

ناتوان،چاق ضعیف النفس ،دزد،خسیس،خودخواه،نا امیدو...

..عارف، دانشمند، هنرمند،انتقاد پذیر،پر تلاش، خدمتگذار، شجاع، بخشنده..

 

تفاوتشان در سه حقیقت بود...رنج وفهم وعشق

 

اما کدام رنج ..سازنده یاسوزنده ؟  تفاوت نادان وخردمند درانتخاب

نوع رنج است .دسته اول رنج گریزان بی تدبیرو بی دل.   دسته

دوم  رنج پذیران مدبر وعاشق

 

تنبل از رنج کار می گریزد نادان از رنج یاد گیری ،ناتوان

وضعیف از ورزش،چاق از رنج پرهیز،دزد از رنج زحمت ،

خسیس ازرنج بخشش،خودخواه وقد از رنج انتقاد ،ناامید ازرنج

سعی دوباره و...رنج گریزی ریشه تمام بدبختی هاست . آنکه از

رنج سازنده بگریزد قطعا" گرفتار رنج سوزنده خواهد شد.

 

فلسله رنج قدرت است. مکتب من قدرت است. علت خوشبختی

قدرت است.ضعیف همیشه مریض وغمگین وترسو است .عاشق

رنجم ،از ضعیف بی همت بیزارم چرا که خدا هم دوستش ندارد

.ضعیف جنازه ای است که عزراییل  یادش رفته است همه جانش

رابگیرد.شیفته کسی هستم که با  مفهوم "نمیتوانم"بیگانه است.

 

"قوی ها جلوهء خدایند.ستودنی وتماشایی

 

فن بیان از نگاه بزرگان

 

* علامه حاج میرزا حسین نوری طبرسی ، در کتابِ  لولو و مرجان ، دو شرط اخلاص و صدق را

برای سخنران ( روضه خوان) ذکر نموده که اگر هردو یا یکی از آن دو ، صحیح و بی عیب نباشد ،

سخنران از فیوضات منبر محروم خواهد شد .

 

 

* علی اکبر ضیایی ، در کتابِ آیین سخنوری و نگرشی برتاریخ آن ، وظایف خطیب را به نقل از افلاطون ، این چنین برمی شمارد :

 

1- روانشناسی : هدف همه ی کوشش های سخنور، نفس آدمی است . زیرا نفس آدمی است که می

خواهد ایمان و اعتقاد به وجود آورد ... و اینکه نفس ، چه اثراتی دارد و چه تاثیراتی می پذیرد و ببیند

چه کسانی از چه نوع سخنانی اثر می پذیرند .           

 

2- شناخت انواع سخن و تاثیر هریک بر شنوندگان ، زیرا هر سخنی دارای تاثیری خاص بر

شنوندگان است . مثلا سخنان حماسی ، باید بگونه ای خاص بیان گردد و سخنان عاطفی ، بگونه ای

دیگر و خواصی دیگر .

 

 

3- نیروی حافظه در سخنوری ، اهمیت بسیار دارد ، چه بسا که سخنور ، بدون دعوت قبلی به

سخنرانی دعوت شود . کمال سخنور در این است که از حفظ بگوید . مثال و قصه ی فراوان بداند .

ذهنش مخزن اشعار لطیف باشد و بر سخن مسلط .

 

 

4- خطیب متعهد ، وظیفه دارد که سخن از قلب بگوید . زیرا در این صورت ، سخنش بر قلب نشیند .

از نظر شکل و شمایل هم بگونه ای باشد که موجب نفرت مردم نشود .

 

 

5- فصاحت و بلاغت در کلام . مفهوم بودن عبارات ، استعمال جملات کوتاه ، ساده و در عین حال

استوار و دلنشین . شمرده تلفظ کردن لغات ، داشتن آهنگ مطلوب]درکلام[ ، کوتاه و بلند کردن سخن

در مواقع لزوم برای موفقیت سخنور، نقش اساسی دارد . متنوع ساختن کلام ، روان و طبیعی بودن

عبارات ، تکرار پاره ای مطالب در صورت ضرورت یا ادای توضیح بیشتر در موقع لزوم ، استفاده

از شواهد ، امثال و حِکَم و سخنان بزرگان ، بطوری که از حد نگذرد ، از عوامل توفیق در امر

سخنرانی است . سخن به مقتضای حال و مقام گفتن ، آنجا که مجلس دانشمندان و سالخوردگان است ،

سخن درسطحی و آنجا که مجلسِ جوانان است ، در سطح دیگر . به اطناب و ایجاز کلام در مواقع

ضروری ، توجه شود که هر کدام در جای خود لازم است . 

 

 

6- به تعبیر افلاطون ، سخنور باید موقع شناس هم باشد و بداند که سخن را چه موقع باید شروع کند و

کجا باید درنگ نماید و موقعیت مناسب برای به کار بردن سبک موجز یا سبک هیجان انگیز و یا حزن آور و سایر اقسام سخن ، کدام است . ( صص 44-40)


* ارسطو در کتابِ فن خطابه ، ترجمه ی دکتر پرخیده ملکی (صص217 – 212) ، می نویسد : درباره

 مطالب سنگین ، به طور عادی و در مورد مطالب پیش پا افتاده ، جدی صحبت نکنید . شکل انشای

منثور باید نه موزون باشد و نه عاری از وزن . چون شکل موزون با ظاهر تصنعی ، اعتماد شنونده را

از بین می برد . زبان نثر باید متصل بوده و بخش هایش جز با کلمات ] حروف [ربط ، با چیز دیگری

به هم متصل نشده باشد .

 

 

سعدی علیه الرحمه می فرماید :

 

زبان در دهان ای خردمند چیست ؟

 

کلید درِ گنجِ صاحب هنر

 

چو در بسته باشد ، چه داند کسی

 

که گوهر فروش است یا پیله ور

 

 

 

اصول مختلف خواب کردن,بخش اول

به طور کلی برای خواب کردن معمول اصول مختلفی موجود است که استاد و روا‌شناسان هر یک طریقه‌ای را انتخاب کرده با ان کار نموده‌اند ولی در حقیقت تمام آنها سه رکن اساسی را دارا می‌باشند:

۱-    عطف نگاه معمول به یک چیز براق و روشن یا چشم‌های عامل که دارای قدرت ساحرانه نیروی مغناطیسی نیز  بوده موفقیت وی را تأمین می‌نماید.

۲- تلقین و ایجاد القاء در معمول.

۳-حرکات دست (پاس‌ها)

دستور کلی برای خواب کردن معمولین به شرح زیر است:

معمول را روی صندلی راحتی می‌نشانید، نگاه خود را به ریشه چشم او دوخته و تلقین می‌کنید:

… کاملاً  اماده خواب هستید فکر خواب می‌کنید، در پلک چشم‌ها یک  نوع سنگینی احساس می‌شود، چشم‌هایتان یواش یواش بازو بسته می‌شوند، راحت هستید، بخوابید راحت بخوابید.

از این قبیل تلقینات درباره معمول انجام می‌دهید تا به خواب رود، موقعی که چشم‌های معمول بسته شد شروع به پاس دادن می‌کنید و بر تلقینات خود اضافه می‌نمایید:

«هر آن خوابتان سنگین‌تر می‌شود بدون اجازه من نمی‌توانید بیدار شوید، بخوابید»

این تلقینی است که حتماً بعد از خواب باید انجام گیرد تا معمول در موقع خواب و بعد از خواب احساس  ناراحتی ننماید.

موضوعی که در موقع خواب کردن باید کاملاً مراعات گردد، وضع اتاق عملیات است . اتاقی  که  در آن مشغول عملیات می‌شوید باید دارای شرایطی باشد که هم اکنون برای مبتدیان شرح می‌دهم.

اول این‌که:  اتاق دارای هوای کافی باشد تا سبب ناراحتی  در معمول و عامل نگردد زیرا ناراحتی هر کدام در دیگری تأثیر داشته  مانع از خواب‌های راحت و عمیق می‌باشد.

دوم این‌که: هوای اتاق باید نه گرم و  نه سرد باشد، تا ایجاد ناراحتی‌هایی ننماید.

سوم این‌که: اتاق باید خلوت باشد، سرو صدای زیاد موجب پریشانی فکرو  ذهن عامل و معمول می‌گردد.